درس نهم (9) دین و زندگی اول متوسطه : عزم خوب زیستن
1. عزم به معنی اراده ، قصد و آهنگ به سوی هدفی است .
2. آدمی با عزم و اراده خود آنچه را انتخاب کرده عملی می سازد .
3. عزم ظهور گوهر انسانیت یعنی اختیار است .
4. تفاوت درجات انسان به درجات عزم اوست .
5. کار بزرگ عزم بزرگ می طلبد .
6. قدم گذاشتن در راه زندگی سعادتمندانه نیازمند عزمی قوی است .
7. عهد با خدا عهدی برای رضایت او و سعادت و رستگاری ماست .
8. خدا از ما وقتی راضی است که در مسیر خوشبختی باشیم .
9. آنچه خداوند در مسیر بندگی از ما می خواهد فقط برای خوشبختی ماست زیرا او کمال بی نیازی است او نقصی ندارد که بخواهد که با درخواست از ما آن را برطرف کند و ماهم از خود چیزی نداریم که تقدیم او کنیم .
10. خدا چون ما را خلق کرده است ما و خوشبختی ما را دوست دارد اگر می گوید این راه را بروید برای آن است که به سعادت خود برسیم . پس رضایت او در کمال و خوشبختی ما و اطاعت از او راه سعادت ماست .
11. دین همان راه کمال و خوشبختی یعنی راه رضایت خداست .
12. عزم برحرکت به سوی کمال و کسب رضایت خدا عزم بر دینداری است .
13. وفای به عهد و پیمان عین دینداری است .
14. میزان دینداری ما به میزان وفاداری به این عهد است
15. عهد و میثاق میان انسان و خدا سه مرحله دارد : 1- عهد برای قدم گذاشتن در اصل راه 2-تجدید روزانه عهد 3- تکمیل عهد .
16. اعمالی که لازمه پیمودن راه خوشبختی است و بدون آن این راه طی نمی شود واجب نام دارد .
17. اعمالی که مانع پیمودن راهند و مارا از مسیر خوشبختی دور کنند حرام نامیده می شوند .
18. انجام واجبات و دوری از محرمات همان پیمودن راه رستگاری و رضای دوست است .
19. اعمالی که رفتن به سوی کمال را آسان تر می کنند و رسیدن به درجات برتر رستگاری را میسر می سازند مستحب نام دارند .
20. اعمالی که از سرعت حرکت می کاهند و توفیق رسیدن به درجات برتر خوشبختی را سلب می کنند مکروه نامیده می شوند
21. کارهای عادی روزانه که اثر خاصی ندارند مباح نامیده می شوند .
22. تجدید میثاق روزانه غفلت و سهل انگاری را می زداید و مارا در عمل ثابت قدم تر می نماید.
23.انسان با عزم و اراده ی خود آن چه را در اختیار و انتخاب کرده است عملی می سازد . به همین جهت عزم ظهور گوهر انسانیت یعنی اختیار است .
24.انسان هر صفتی را که نشانه کمال باشد دوست دارد . انسانهای با اراده و مصمم دارای کمالاتی از قبیل ثبات قدم و اعتماد به نفس و صبر و ... هستند از این جهت دوست داشتنی هستند ولی انسانهای بی اراده از این کمالات برخوردار نیستند و ناقصند بنابراین دوست داشتنی نیستند .
25. تعریف اول از واجب ، حرام ، مستحب و مکروه اساس تعریف دوم است چون کلمه انجام نقطه ی مقابل ترک است و کلمه ی سعادت نقطه ی مقابل کلمه ی عذاب است بنابراین با تبدیل کلمه انجام در تعریف اول به کلمه ی ترک و تبدیل کلمه ی سعادت به کلمه ی عذاب و بالعکس می توانیم تعریف دوم را درست کنیم .
. برای اینکه انسان راهی را انتخاب کند و عملی را انجام دهد چه مراحلی را طی می نماید ؟
اول درباره هدف و راه زندگی تفکر می کند تا درستی یا نادرستی آن را دریابد و آنگاه قلباًآن را می پذیرد و به آن شوق پیدا می کند و در مرحله دوم آهنگ رفتن می کند و در مرحله سوم قدم پیش می گذارد و به راه می افتد .
2. معنی عزم چیست ؟
عزم به معنی اراده ، قصد و آهنگ به سوی هدفی است . آدمی با عزم و اراده خود آنچه را انتخاب کرده عملی می سازد .
3. منظور از گوهر انسانیت به چیست ؟
چون یکی از ویژگی های انسان قدرت انتخاب است بنابراین گوهر انسانیت ، اختیار می باشد .
4. معنی عهد با خدا چیست ؟
یعنی عهدی برای رضایت او وسعادت و رستگاری ما .
5. دین چیست ؟
دین همان راه کمال و خوشبختی یعنی راه رضایت خداست .
6. مراحل سه گانه عهد میان انسان و خدا را نام ببرید ؟
1) عهد برای قدم گذاشتن در اصل راه 2) تجدید روزانه عهد 3) تکمیل عهد
7. مکروه را تعریف کنید ؟
اعمالی که از سرعت حرکت انسان می کاهند و توفیق رسیدن به درجات برتر رستگاری را میسر می سازد.
اندیشه و تحقیق :
الف )
1.عزم چه رابطه ای با اختیار دارد ؟
انسان با عزم و اراده ی خود آن چه را در اختیار و انتخاب کرده است عملی می سازد . به همین جهت عزم ظهور گوهر انسانیت یعنی اختیار است .
2. چرا انسان های با اراده و مصمم را دوست داریم و از انسان های بی اراده خوشمان نمی آید ؟
انسان هر صفتی را که نشانه کمال باشد دوست دارد . انسانهای با اراده و مصمم دارای کمالاتی از قبیل ثبات قدم و اعتماد به نفس و صبر و ... هستند از این جهت دوست داشتنی هستند ولی انسانهای بی اراده از این کمالات برخوردار نیستند و ناقصند بنابراین دوست داشتنی نیستند .
ب)
ب) : در آیات مبارکه 130 طه ، 17 لقمان ، 60 و 61یس تدبر نموده و بیان کنید هر آیه ناظر کدام یک از مراحل یه گانه عهد است ؟آیه 130 طه : پس در برابر آنچه می گویند صبر کن و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب تسبیح و حمد پروردگارت را به جا آور ...
آیه 17 لقمان : پسرم نماز را برپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است
آیه 60 -61 یس : آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید که او برای شما دشمن آشکاری است !؟ و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم این است .
رحلت جانگداز نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و شهادت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد .
در یکی از روزهای بیماری در حالی که سرش را با پارچهای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین کشیده میشد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسیده است که من از میان شما غائب گردم، اگر به کسی وعده دادهام، آمادهام انجام دهم و هر کس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض کرد: چندی قبل به من وعده دادید که اگر ازدواج کنم، مبلغی به من کمک کنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد که مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر کسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار کند، زیرا قصاص در این جهان، آسانتر از قصاص در روز رستاخیز است.(1(
در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی که بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد، من اکنون آماده گرفتن قصاصم.
درخواست پیامبر یک تعارف اخلاقی نبود؛ بلکه جداً مایل بود حتی یک چنین حقوقی را که هرگز مورد توجه مردم قرار نمیگیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شکم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلکه با پرداخت دیهای جبران میگردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین کند.
پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص کند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشکبار و گردنهای کشیده و نالههایی جانگداز، منتظرند که جریان به کجا خاتمه میپذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد میشود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شکم و سینه پیامبر را میبوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا کرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همانطور که او از پیامبر اسلام در گذشت.(2(
فروغ ابدیت جلد2، صفحات 864- 865 (با اندکی تغییر(
درس نهم (9) دین و زندگی دوم متوسطه : فرجام کار
هدف کلی :
آشنایی با سرنوشت و سرانجام انسان در منزل آخرت و احساس نیاز به کسب آمادگی در آن روز
مرور بر مفاهیم :
1. پس از پایان محاکمه الهی ، دوزخیان به سوی جهنم رانده می شوند .
2. پس از پایان محاکمه ی الهی ، نیکوکاران و رستگاران را به بهشت می برند .
3. جهنمیان در جهنم به عذاب های مختلفی دچار می شوند .
4. عظمت عذاب های جهنم نشانی از عمق گناهان انسان است .
5. ما باید بکوشیم تا خود را از عذاب الهی حفظ کنیم .
6. بهشتیان در بهشت از نعمت های بی شماری بهره می برند .
7. برترین مقام بهشت ، مقام رضا و خرسندی است .
8. بالاترین درجه ی بهشت ، فردوس است .
9. بهشت و جهنم و نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی آثار و نتایج اعمال ما در دنیاست .
نکات :
1. از ویژگی های آتش جهنم :
- آتش جهنم بسیار سخت و سوزاننده است .
- افروختگی آتش ، آن چنان است که به دل ها سر می کشد و دل ها را می سوزاند .
- هر بار که فرد می نشیند ، شراره ای بر آن می افزایند و آن را شعله ور تر می کنند .
- سر چشمه ی آن از خود کافران و مجرمان و ستمکاران است .
2. مراد از هیزم دوزخ منظور از خود کافران و مجرمان و ستمکاران است و بت هایی که می پرستیدند .
3. ماموران عذاب ، ملائکه ای هستند که بسیار سخت گیر و شدیدالعمل اند و از انجام وظیفه ی خود سرپیچی نمی کنند .
4. نیکوکاران مراحل زیر را طی می کنند تا به بهشت برسند :
- چون بهشتیان سر رسند ، درهای آن را به روی خود گشوده می بینند .
- بهشت هشت در دارد که بهشتیان از آن درها وارد می شوند .
- نگهبانان بهشت به آنان سلام می کنند و خوشامد می گویند .
- رستگاران حمد و سپاس خدا را می گزارند .
- هر یک متناسب با اعمالشان در درجه ای از بهشت قرار می گیرند .
- بالاترین درجه ی بهشت فردوس است
- بالاترین مرتبه ی نعمت های بهشت لقاء و دیدار خداوند است
5. بهشت هشت در دارد که بهشتیان از آن درها وارد می شوند :
- یک در مخصوص پیامبران و صدیقان است .
- یک در مخصوص شهیدان و صالحان است .
- درهای دیگر برای گروه های دیگر است .
6. برخی از نعمت های بهشتی :
- رنج و بدی به بهشتیان نمی رسد .
- هر چه دل و دیده شان بخواهد ، آماده می شود .
- در بهشت هیچ آلودگی و ناپاکی وجود ندارد .
- گفتارشان سلام و درود است و کسی سخن لغو و گناه آلود نمی شنود .
- پیوسته با خدا هم صحبت اند و به « سبحانک اللهم » مترنم اند .
- بهشت برای آنان سرای سلامتی ( دارالسلام ) است .
- نعمت های دائمی آن هیچ گاه خستگی و سستی و ملامت نمی آورد .
- در آن جا انسان همیشه تازه و شاداب و سرحال است و همواره احساس طراوت و تازگی می کند .
- زنان و مردان بهشتی در زیباترین و جوان ترین وجه در بهشت زندگی می کنند .
- همسران بهشتی نیکو سیرت و زیبا رو ، جوان و شاداب ، پاک و طاهر ، شادکام و مسرور ، خوش و خرم ، بدون غصه و خشم و پیوسته عاشق و خرسند خود هستند .
6 . انواع رابطه های میان عمل و پاداش و کیفر :
1 - پاداش و کیفر بر اساس مجموعه ای از قرار دادها که رابطه ی میان کارها و پاداش ها و کیفرها یک رابطه ی قرار دادی است و انسان ها می توانند با وضع قوانین این رابطه ها را تغییر دهد
2 - پاداش و کیفری که محصول طبیعی خود عمل است . مانند سیگار کشیدن که جزای طبیعی آن سرطان ریه است .
3 - پاداش و کیفر اخروی : در عرصه ی قیامت خود عمل نمایان می شود و هرکس عین عمل خود را می بیند .
7. هر عملی دو جنبه دارد . یک جنبه ی مادی و ظاهری و یک جنبه ی باطنی و غیبی .
- جنبه ی مادی و ظاهری بعد از عمل از بین می رود .
- جنبه ی باطنی و غیبی هرگز از بین نمی رود و در نفس روح باقی می ماند .
8. نامه ی عمل گزارش اعمال نیست ، بلکه شامل خود اعمال است و به همین جهت هرگز از انسان جدا نمی شود .
9. به فرموده ی امام صادق (ع) : عمل در دوره ی برزخ به صورت یک شخص بر انسان ظاهر می شود و انسان بدان آگاه می گردد .
تفاوت های میان ویژگی های آخرت با دنیا و برزخ
1- دنیای ما جهان پست و عالم آخرت جهان برتر است .
2- در این جهان حیات و مرگ در هم آمیخته و یکی در کنار دیگری است اما آن جهان یک پارچه حیات است .
3- در این جهان آن چه ما انجام می دهیم از دید دیگران نهان است اما آخرت محل برملا شدن اسرار نهانی است .
4- دنیای ما دنیای فرسودگی و تباهی و فناست و آخرت جهان بقا و ثبات است .
5- در جهان آخرت از نظام همکاری و تعاون موجود در این عالم خبری نیست .
6- در جهان آخرت قدرت درک و احساس در انسان بسیار شدید تر است .
7- دنیا سرای اختیار و عمل است اما در جهان آخرت موسم اختیار به یر رسیده و هنگام عمل به سررسیده است .
- اگر « دل » بهترین و مناسب ترین زمین برای کشت محصول آخرت است ، چهار شرط دیگر عبارتند از :
1. ایمان 2. عمل صالح 3. توبه 4. مراقبت و محاسبه ی نفس
سوالات درس نهم دین زندگی دوم دبیرستان ( فرجام کار ) | <>>
1 - بر اساس آیات قرآن چگونگی راندن جهنمیان به سوی دوزخ را بیان کنید . 2 - بر اساس آیات قرآن اهل بهشت به چه شکل به سوی بهشت فرا خوانده می شوند ؟ 3 - ویژگی های جهنم را در چند سطر شرح دهید . 4 - اینکه اهل جهنم شیطان را مقصر می دانند آیا این استدلال درست است ؟ چرا ؟ 5 - بهشت و اهل بهشت را در چند سطر معرفی نمائید . 6 - امام علی ( ع ) بهشت را چگونه توصیف می کند ؟ ( بطور مختصر توضیح دهید . ) 7 - پاداش اعمال دنیوی ما در قیامت چگونه مجسم می شود ؟ 8 - جنبه های مختلف یک عمل را شرح دهید . 9 - از دیدگاه پیامبر اکرم ( ص ) همنشین انسان در قیامت کیست ؟ 10 - همنشین اخروی انسان ، در دنیا دارای چه ویژگی هایی باید باشد ؟ 11 - هر یک از روابط میان عمل و پاداش و کیفر را در یک سطر بیان کنید . 12 - اینکه گفته می شود پاداش و کیفر محصول طبیعی خود عمل است یعنی چه ؟ 13 - چه تفاوتی میان پاداش و کیفر که محصول طبیعی عمل است با پاداش و کیفر قرار دادی وجود دارد ؟ 14 - ویژگی های پاداش و کیفری که عین عمل است را شرح دهید . 15 - آیه شریفه « فَذوقوا ما کُنتُم تَکنِزونَ » را ترجمه کنید . 16 - آیه ی شریفه « فَمن یعمل مثقالَ ذرّه خیرا یره وَ مَن یعمل مثقالَ ذرّه شَرا یره » را ترجمه کنید | <>>
َ
درس نهم- خورشید پنهان (دین و زندگی ۳)
تاریخچه زندگی حضرت مهدی(عج) • تولد : نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا • دو وظیفه امام حسن عسکری در رابطه با امام زمان - حفظ جان حضرت از گزند خلفای عباس - اثبات وجود ایشان و اعلام امامت آن حضرت • آغاز امامت : سال 260 هجری قمری بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع)
نُوّاب اربعه :امام زمان (ع) در دوران غیبت صغری بوسیله چهار نفر از یاران صمیمی خود با مردم ارتباط داشت و این چهار نفر به نوّاب اربعه مشهورند که به ترتیب عبارتند از : عثمان بن سعید - محمد ابن عثمان - حسین بن روح نوبختی - علی بن محمد سمری پاسخ به سوالات مطرح شده در مورد حضرت مهدی(عج) علت غیبت امام عصر(ع) چیست؟ قدر ناشناسی و ناسپاسی مردم در مورد امامان قبل و در خطر بودن جان آن حضرت ستمگری انسان ها و زیاده روی مردم در گناه - بر اساس حدیث امام علی(ع) رهبری و امامت حضرت در عصر غیبت چگونه انجام می شود؟ هدایت و رهبری مردم از پشت پرده غیب بخش اصلی رهبری امام زمان ، هدایت مردم از طریق ولایت معنوی(هدایت باطنی) است. برخورداری شیعیان از امدادهای معنوی در جهت رشد و تعالی روحی رهبری آن حضرت به بهره بری از آفتاب پشت ابر تشبیه شده است. حل مشکل علماء و خبر دادن رویدادها - دستگیری از درماندگان – شفای مریضان – دعا برای مومنان دوران غیبت چه زمانی پایان می یابد؟ آنچه برای ظهور لازم است عبارت است از : احساس جهانی برای امداد الهی و غیبی - ناامیدی مردم از همه مکتب های غیر الهی - آمادگی لازم پیروان آن حضرت برای همکاری با او امام محمد باقر می فرماید : کَذِبَ الوَقّاتون (کسانی که وقت ظهور را تعیین می کنند دروغ می گویند ) – غیر خدا هیچ کس زمان ظهور را نمی داند. طرح یک سوال: آیا طول عمر بسیار زیاد امام عصر (ع) با عقل سازگار و امکان پذیر است؟ جواب: بعضی امور در عالم غیر عادی هستند ولی غیر عقلی نیستند طولانی شدن عمر انسان ها هم از همین امور است اگر انسان از کلیه امور و عوامل و شرایط طولانی شدن عمر آگاهی داشته باشد می توانند عمر خود را افزایش دهد. از آنجا که خداوند از همه این شرایط آگاه است به قدرت خود جسم حضرت را جوان نگه می دارد تا به حیات خود ادامه دهد. پس: عمر طولانی امام عصر غیر عادی است نه غیر عقلی و محال و با قدرت الهی انجام می شود. چند نکته مهم در درس 9 انبیاء و امامان مظهر رحمت الهی هستند و نعمت الهی به وسیله آنها کامل گردیده است. پیامبر اکرم و علی علیهم السلام پدران امت هستند انا و علی ابوا هذه الامه (پیامبر اکرم) برقراری عدالت و گسترش علم و فرهنگ نیازمند تحول روحی جمعی تمام افراد جامعه است. رهبری امام عصر(ع) طبق فرموده خود آن حضرت مانند بهره گیری از آفتاب در پس ابر می باشد. امام عصر(عج) هم اکنون هم سرپرست و حافظ شیعیان است ظهور حضرت به برپایی قیامت تشبیه شده است در ناگهانی بودن بر اساس حدیث پیامبر اکرم (ص) امام عصر در نامه به شیخ مفید فرموده : ما از احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست کلمه غیبت برای حضرت مهدی(ع) در مقابل ظهور است نه حضور یعنی ایشان در جامعه حضور دارند ولی از نظر ها غایب هستند ( حضور دارند ولی فعلا ظهور ندارند ) |
سوالات متن درس 9 دین و زندگی 3
1.حضرت مهدی(عج) در چه تاریخی بدنیا آمد ؟ ص 108 پ 1 خ 1 تا 2
2.امامت از چندسالگی شروع شد ؟ ص 108 پ 1 خ 1 تا 2
3.غیبت صغری امام دوازدهم از چندسالگی شروع و چقدر بطول انجامید ؟ ص 108 پ 1 خ 6 تا 7
4.دو وظیفه مهم امام حسن عسکری در ارتباط با فرزندش چه بود ؟ ص 108 پ 1 خ 3 تا 6
5. امام دوازدهم در دوران غیبت چگونه با مردم ارتباط داشتند ؟ص 108 پ 1 خ 7 تا 11
6. خداوند چگونه نعمت هدایت را بر انسانها کامل کرد؟ ص 110 خ 1-3
7. نقشه حاکمان بنی عباس برای حضرت مهدی(عج) چه بود؟ ص 110 پ1 خ 3 - 4
8. چرا خداوند آخرین ذخیره و حجت خود را از نظر ها پنهان کرد؟ ص 110 پ3 خ 3 - 6
9. غیبت امام تا چه زمانی ادامه می یابد؟ ص 111 پ1 خ 1 - 4
10. بنا به فرموده امام علی(ع) و امام باقر(ع) علت غیبت امام زمان چیست؟ ص 111 خ سبز
پاسخ: ستمگری انسانها، انجام گناه و زیاده رویشان در آن
11. با یک مثال نشان دهید که تغییر و تحول در امور مربوط به جامعه، قوانین ..... خود را دارد؟ ص 111 پ 4 خ 2-5
12. در بحث مهدویت، غیبت، در مقابل چه مفهومی مطرح می شود. توضیح دهید؟ ص 111 پ آخر خ 1-5
13. علی(ع) درباره حضور امام عصر(عج) در میان مردم چه فرمودند؟ ص 112 خط سبز کتاب
14. رهبری امام در عصر غیبت را به چیزی تشبیه کرده اند؟ ص 112 پ 2 خ 1- 3
15. بخش اصلی رهبری امام در دوران غیبت مربوط به کدام قلمرو است و چگونه اعمال می شود؟ ص 112 پ 3 خ 1- 3
16. از نوشته امام عصر(عج) به شیخ مفید چه نکته ای دریافت می شود؟ ص 112 خط سبز کتاب «ما از اخبار شما آگاهیم وهیچ چیزی از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمی ماند»
پاسخ: ولایت معنوی امام و آگاهی ایشان از احوال انسانها
17. بنا به فرموده خود امام عصر(عج) اگر سرپرستی خود را از شیعیا ن دریغ دارند چه اتفاقی می افتد؟ ص 112 خ 7- 8
18. نمونه هایی از دست گیری امام عصر(عج) را بیان کنید؟ ص 112 خ آخر و ص 113 خ 1-3
19. آیا دوره غیبت به معنای عدم رهبری امام عصر(عج) است؟ ص 113 پ 1 خ1-4
20. دورا ن غیبت چه زمانی پایان می یابد؟ ص 114 پ آخر خ 1-4
21-چه عواملی برای ظهور لازم است عبارت است از : الف) احساس جهانی برای امداد الهی و غیبی ب) ناامیدی مردم ازهمه مکتب های غیر الهی ج) آمادگی لازم پیروان آن حضرت برای همکاری با او
22.طول عمر امام عصر(عج) امری غیرعادی است یا غیرعملی و محاله؟توضیح دهید؟ ص 114 پ 1 خ 6 تا 12
به بهانه ی ایجاد آمادگی برای درس ۹ دین و زنذگی ۳
نویسنده ارجمند کتاب «مکیال المکارم»، در بخش چهارم کتاب خود، جمال و زیبایی حضرت مهدی (ع) را یکی از ویژگیهای آن حضرت میشمرد و مینویسد:«بدان که مولای ما حضرت صاحبالزمان (ع)، زیباترین و خوش صورتترین مردم است؛ زیرا شبیهترین مردم به پیامبر اکرم (ص) است».1
از بررسی روایات و مطالعه حکایتهای نیکبختانی که توفیق زیارت آن امام را یافتهاند، برمیآید که قامت و رخسار نازنین امام عصر (ع) در کمال زیبایی و اعتدال بوده و سیمای مبارکش، دلربا و خیرهکننده است.
همین قامت رعنا و رخسار دلربا موجب شده است هزاران عاشق دلسوخته در آغاز هر صبح بازاری و التماس از خدای خود چنین بخواهند:
«خداوندا! آن چهره زیبا و جمال دلآرا را به من بنمای و چشمان مرا با یک نظر به او روشنایی بخش».2
از آنجا که آشنایی بیشتر با صفات و خصال یوسف زهرا، حضرت مهدی (ع)راهی برای شناخت مدعیان دروغین به شمار میآید و افزون بر این میتواند موجب انس و ارتباط شیعیان با آن عزیز غایب از نظر باشد، با بهرهگیری از کلمات معصومان(ع) و حکایتهای نقل شده از تشرّف یافتگان، به بررسی این موضوع میپردازیم. باشد تا به مصداق «وصف العیش نصف العیش»، ما هم از آن جمال دلآرا بهرهمند شویم.روایات فراوانی در توصیف جمال دلآرای آخرین حجت خدا، حضرت مهدی(ع) وارد شده است که در مجموع آنها را به دو بخش میتوان تقسیم کرد:
الف) روایاتی که به توصیف کلی سیرت و صورت آن حضرت، بسنده و از ایشان به عنوان شبیهترین مردم به رسول خدا (ص) یاد کردهاند که از آن جمله به روایات زیر میتوان اشاره کرد:
1. از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود:
«مهدی از فرزندان من است. اسم او، اسم من و کنیه او، کنیه من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبیهترین مردم به من است».3
2. احمد بن اسحاق بن سعد قمی میگوید: از امام حسن عسکری (ع) شنیدم که میفرمود: «سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین مرا به من نشان داد. او از نظر آفرینش و اخلاق، شبیهترین مردم به رسول خدا(ص) است».4
با توجه به این روایات، همه خصال و صفاتی را که در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی(ع) نیز میتوان نسبت داد. روایاتی که به توصیف ویژگیهای ظاهری پیامبر اکرم (ص) پرداختهاند، فراوانند. در اینجا به یکی از آنها اشاره میکنیم. در روایتی که از امام محمد باقر (ع) نقل شده، ویژگیهای ظاهری پیامبر خاتم چنین توصیف شده است:
«رخسار پیامبر خدا، سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته و کف دست و پایش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانهاش بزرگ بود. چون به کسی روی میکرد، به خاطر مهربانی شدیدی که داشت، با همه بدن به جانب او توجه میکرد. یک رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده بود، انگار که میانه صفحه نقره خالص، خطی کشیده شده باشد. گردن و شانههایش مانند گلابپاش سیمین بود. بینی کشیدهای داشت که هنگام آشامیدن آب نزدیک بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محکم قدم برمیداشت که گویا به سرازیری فرود میآید. باری، نه قبل و نه پس از پیامبر خدا کسی مثل او دیده نشده است».5

ب) روایاتی که خصال و سیمای امام مهدی (ع) را به تفصیل بیان کرده و ویژگیهای آن حضرت را یک به یک برشمردهاند. برخی از روایاتی که در این زمینه وارد شده، به شرح زیر است:
1. پیامبر گرامی اسلام، امام مهدی را شبیه خود معرفی کرده، در توصیف او میفرماید:«پدر و مادرم به فدای او که همنام من، شبیه من و شبیه موسی زاده عمران است. بر [بدن] او نوارهایی [جامههایی] از نور است که از شعاع قدس روشنایی مییابد».6
2. آن حضرت در روایت دیگری در توصیف چهره فرزندش، امام مهدی (ع)میفرماید:«مهدی از فرزندان من است. چهره او مانند ماه درخشنده است».7
3. پیامبر اعظم(ص) در روایتی، پیشانی و بینی امام مهدی (ع) را اینگونه توصیف میکند:«مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی کشیده دارد».8
4. در روایت دیگری که از پیامبر خاتم(ص) نقل شده، رنگ چهره و اندام امام مهدی (ع) چنین توصیف شده است:«مهدی مردی از فرزندان من است رنگ [چهره] او رنگ عربی و اندام او اندام اسرائیلی است بر گونه راست او خالی است که همانند ستاره درخشان است».9
5. با توجه به همه ویژگیهای یاد شده است که پیامبر اسلام در وصف امام مهدی (ع) میفرماید:«مهدی، طاووس اهل بهشت است».10
6. امام باقر (ع) از پدرش و جدش روایت میکند که روزی امام علی (ع)در حالی که بالای منبر بود، فرمود:«از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور میکند که رنگ [صورتش ]سفید متمایل به سرخی و سینهاش فراخ و رانهایش ستبر و شانههایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی، به رنگ پوستش و دیگری، مشابه خال پیامبر اکرم ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ».11
حـضـرت رضا (ع) در روایـت دیگـری، در پـاسخ ابـاصلـت هـروی کـه از ایشان پرسید:
«نشانههای قائم شما هنگام ظهور چیست؟» میفرماید:«نشانهاش این است که در سن پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونـهای کـه بیننـده مـیپندارد چهـل ساله یا کمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است که به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنکه اَجَلش فرا رسد»
7. امام رضا (ع) نیز در بیان صفات و ویژگیهای امام عصر (ع) میفرماید:«قائم کسی است که در سن پیرمردان و با چهره جوانان قیام کند و نیرومند باشد تا بدانجا که اگر دستش را به سوی بزرگترین درخت روی زمین دراز کند، آن را از جای برکند و اگر بین کوهها فریاد برآورد، صخرههای آن فروپاشد».12
8. حضرت رضا (ع) در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی که از ایشان پرسید:
«نشانههای قائم شما هنگام ظهور چیست؟» میفرماید:«نشانهاش این است که در سن پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونهای که بیننده میپندارد چهل ساله یا کمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است که به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنکه اَجَلش فرا رسد».13
9. ابراهیم بن مهزیار نیز که به شرف ملاقات امام مهدی (ع) رسیده است، در بیان خصال آن امام میگوید: «او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابروانی گشاده و گونهها و بینی کشیده و قامتی بلند و نیکو چون شاخه سرو. گویا پیشانیاش ستارهای درخشان بود و برگونه راستش، خالی بود که مانند مشک و عنبر بر صفحهای نقرهای میدرخشید. بر سرش، گیسوانی پرپشت و سیاه و افشان بود که روی گوشش را پوشانده بود. سیمایی داشت که هیچ چشمی برازندهتر و زیباتر و با طمأنینهتر و باحیاتر از آن ندیده است».14
10. علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی که بیست مرتبه به شوق دیدار امام مهدی (ع) به حج مشرف شد و سرانجام نیز به توفیق دیدار آن حضرت دست یافت، در گزارش دیدار خود چهره و قامت دلربای امام را اینگونه توصیف میکند:«[رخسار] او [در لطافت] مانند [گلهای] بابونه [و در رنگ، مانند ] ارغوان بود که بر آن شبنم نشسته و [شدت سرخیاش را] هوا شکسته است. او در این حال، همچون شاخه درخت «بان» 15 یا ساقه ریحان [خوشبو ]بود. نرمخو، بخشنده، پرهیزکار و پیراسته بود. او میانه بالا بود، نه بسیار بلند قد و نه بسیار کوتاه قد. صورتی گرد، سینهای فراخ، پیشانی سفید و ابروانی به هم پیوسته داشت. بر گونه راست او خالی بود؛ چون دانه مشک که بر قطعه عنبر ساییده باشد.16
گفتنی است بیشتر مشخصاتی که برای سیمای ظاهری امام مهدی (ع) ذکر شده، به طور مشترک، در روایات شیعی و سنی آمده است و از این جنبه اشتراک نظر زیادی میان فرق اسلامی وجود دارد.
ماهنامه موعود شماره 109
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
با کسب اجازه از سرور گرامی جناب آقای یگانه بر گرفته از وبلاگ (درس دین و زندگی)